می نویسم بد و خوب روی این تخته سیاه

 

گاهی باید در امتداد خودت آغاز شوی .

نقطه بگذاری و بروی سر خط

دوباره زندگی را هجی کنی ، بفهمی و با تمام وجود حس کنی آنچه را که تا امروز حس نکرده ای ...

شاید سخت باشد پرواز ولی زیباست آسمان

و در هوا به تماشا نشستن افق های زندگی ات.

امروز همان روزست

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱٦ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ توسط می..م نظرات ()

 

 

یا رسول الله ای پیامبر رحمت دوستت دارم

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩۳/۱٠/٢٩ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ توسط می..م نظرات ()

وبلاگم را بعد از مدت ها باز می کنم  . نظرات را می خوانم. پست های پوسیده را می خوانم . دلتنگ خانه مجازی شده ام یاد دوستان می افتم پیوندها را باز می کنم بیشترشان رفته اند. در کوچه های تاریک دهکده مجازی قدم میزنم بیشتر خانه ها رها شده ...

و دهکده سوت و کور تر از آن روزها . 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/٢۳ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط می..م نظرات ()

 

دلم که تنگ می شود

هوایی بویت می شود

دوست دارد 

خود خواهانه

تمام مرزهای "  تو " را در حصار غربت تنهایی در آغوش کشد

 

 

در ادامه نوشت :

می آیی احساس غربت می کنی ، یکی یکی رفته اند ، نوشته هایشان خاک گرفته است ، احساس می کنی تنها شده ای ، تنهایی در وجودت زبانه می کشد ،  چندماهی است بی خبری فقط لینک هایشان باقی است رفته اند فقط می توانی موفقیت و خوشبختی را برایشان آرزو کنی 

و البته برای دوستانی که هستند هم آرزوی شادکامی و موفقیت دارم 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/٧/٢٥ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ توسط می..م نظرات ()

 

دوباره آمدم

             نه از سفر دور

                        ازهمین نزدیکی

                                نه از سر خیال خواب و از فراموشی

                                     همیشه یاد شما بودمو آرزو به بهرورزی 

 

 خیلی خیلی دلم براتون تنگ شده بود

از اینکه نبودم ببخشید و از اینکه بهم سرزدید و فراموشم نکردید خیلی خیلی ممنونتون ام و امیدوارم بتونم جبران کنم

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٢/٧/۱٧ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط می..م نظرات ()

 

چنگ می زند قلم بر سینه کاغذ ، می چکاند احساسی را ، صفحه ای سیاه می کند و از دل وقایعی سخن می راند و قلبی را با جادویش آرام می کند.

به کابوسی می اندیشد که دیگر کسی او را جهت آرامشش به کار نگیرد ، همه آرام بگیرند در لحظه ای از زمان ، از دلتنگی ها خبری نباشد و دغدغه ها در خوابی عمیق فرو رفته باشند . 

دلت می خواهد ذهنت را به همان آنجا که می خواهی پرواز دهی ، از دل مشغولی ها فارغ شوی ، خودت باشی... خود خود خودت باشی ... بی هیچ تاثیری از دیگری ...

دلت می خواهد عبور و مرور واژه ها لحظه ای ... 

 متوقف شود ...

یا بر چسبی بچسبانی بر سر راه افکارت

بنویسی

دلم این روزها تنهایی می خواهد ...

 

 

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٢/٢/٦ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ توسط می..م نظرات ()

 

پنجره ای باز شد و مقلبی صدور کرد

برگه سبز و تازه ای دوباره ای ظهور کرد

 

سال نو مبارک

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳٠ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ توسط می..م نظرات ()

 

باید پشت دیواره خاک خورده شیشه ای وبلاگم بنویسم

لطفا ننوشتن مرا ببخشید!

همیشه به همتون سر می زنم

اینجا تعطیل نیست

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٧ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ توسط می..م نظرات ()

welcome

Design By : Pichak